[و ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور (آل عمران/۱۸۵)
و زندگی دنیا جز مایه‌ی فریب نیست]


پیشنهادات شدید هفته :

» هفته‌نامه چلچراغ:[شماره ۲۹۶ - شنبه ۱۱ خرداد]

- ص۸، یک روز با فاطمه رجبی/ در کلاس درس خالق معجزه هزاره سوم (کلاسور)

- ص۱۳، Back 2 action (نشان پنجم حماقت)

- ص۱۵، سیگارت را روی من خاموش نکن/به بهانه کنسرت میوز در دبی + پینک فلوید من این نبود! (موسیقی جهان)

- ص۲۰، ملکه سبا در بارگاه شان پن/شبه گزارش اختصاصی از کن ۲۰۰۸ (سینمای جهان)

»هفته‌نامه شهروند امروز:[شماره ۴۹ - یکشنبه ۱۲ خرداد]

- ص۳، امام چگونه امام شد؟/چهار «چرا» و چهار «اگر» درباره امام خمینی (یادداشت سردبیر - محمد قوچانی)

- ص۷ الی ص۱۳۰ (کلا خوانده شود!)

پ.ن: یعنی واقعا فکر کردید من اون قدر بیکارم که هر هفته بشینم «پیشنهاد هفته» بنویسم؟ یک بار نوشتم برای همیشه...

لوطی‌گری یا پارتی‌بازی، چه فرقی می‌کند؟!

3470_orig

رضا امیرخانی در مصاحبه‌ای که با هفته‌نامه «شهروند امروز»(شماره۴۷) داشت، حرف‌های جالب و دور‌ از انتظاری -حداقل برای من- زد. یکی از مهمترین آنها -باز هم در نظر بنده- سخنانی بود که در جواب گزارشگر راجع به چگونگی گرفتن مجوز رمان «بیوتن»(بخوانید بی وطن) گفت. سخنانی که هم مرا از ادامه خواندن این رمان بازداشت و هم زاویه دیدم را نسبت به وی تغییر داد:

(( سوال: مسئله مجوز گرفتن این رمان در مطبوعات بازتاب بسیاری داشت. این که گویا شما در کمتر از یک هفته توانسته‌اید مجوز رمان ۴۸۰ صفحه‌ای‌ تان را بگیرید. این قضیه باعث شده یک سری سوءتفاهم‌ها و حاشیه‌هایی به وجود آید بر این مبنا که درباره این رمان سفارشی و گزینشی عمل شده است. لطفا توضیح دهید در این شرایطی که مجوز گرفتن واقعا سخت شده و بیشتر نویسندگان سرگردان وضعیت کتاب‌های خود هستند. این رمان چگونه مجوز گرفت؟

امیرخانی: چند ماهی فاصله هست میان تمام شدن رمان و انتشارش در شب نمایشگاه. به هر رو من هم همان خبر بی‌منبع را که در مطبوعات بازتاب فراوان داشت، دیده‌ام. پانزده روز مانده به نمایشگاه خط قرمز من بود. یعنی روزی که اگر در آن روز مجوز نمی‌گرفتم با همه تلاش‌های فنی ناشر، باز هم کتاب به نمایشگاه نمی‌رسید. پانزده روز مانده به نمایشگاه رفتم ارشاد و درخواست تسریع کردم در گرفتن مجوز. بختم زده بود و مرغ آمینی هم بالای سرم بود گویا! باقی مساله هم گرفتن مجوز توسط ناشر است از اداره کتاب که به من برنمی‌گردد. این که نقل شده است نظر ممیزها روی حذف بوده است و مانند این‌ها، اگر منجر به این بشود که خود ممیزها با رسم شکل و اسامی غیرمحفوظ مصاحبه کنند و اعلام نظر کنند، اتفاق مبارکی است! جلوی نعل وارونه زدن در ادوار بعدی را نیز خواهد گرفت تا مثل دوره دوم خرداد، ممیزهای پیشین یکهو اصلاح‌طلب نشوند! به هر صورت بنده درخواست تسریع داشته‌ام. مرغ آمینی هم بوده است اما خلاف جوانمردی است اگر از لوطی‌گری آقای صفارهرندی هم در دستور به این تسریع بگذرم. ))

نمی دانم که به جمله آخر دقت کردید یا نه !

در روزگاری که شمار کتاب‌هایِ بلاتکلیف‌ در وزارت ارشاد، به تازگی سه‌رقمی شده و بیش از هفتاد درصدِ آن‌ها، آثار چاپ اول یا تجدید چاپِ «ادبی»‌اند (به نقل از خوابگرد). معنی لوطی‌گری آقای صفارهرندی و تسریع در گرفتن مجوز کتاب و مرغ آمین، چیزی جز پارتی‌بازی است؟! چیزی جز این است که آقای هرندی خون امیرخانی را از بقیه رنگین‌تر دیده‌اند؟!...

و به همین دلیل بود که بعد از خواندن ۳۸ صفحه از «بیوتن»، آن را -شاید برای همیشه- کنار گذاشتم.

پ.ن: متن کامل مصاحبه روی اینترنت موجود نبود -یا حداقل من آن را پیدا نکردم- وگرنه حتما لینکش را قرار می‌دادم.

پ.ن دوم: جناب امیرخانی راجع به دوم خرداد نظریات عجیبی داشتند. برای بنده که باور نکردنی و تاسف برانگیز بود.

تکه سکانس‌های بی‌سر و ته (۱)

روز - چهارراه شلوغ گلوبندک - خارجی

پیرمرد گوشه پیاده‌رو، روی یک صندلی چوبی نشسته و یک دستگاه تایپ هم جلویش دیده می‌شود. پیاده‌رو شلوغ است.

پیرمرد: آقا شما... بله با شما هستم... یک لحظه ممکنه بیاین اینجا...

من: [به طرفش‌ می‌رود] بله، بفرمایین؟!

پیرمرد: میشه بری از اون دکه‌هه یک نخ سیگار برا من بگیری؟

من: ببخشید؟!

پیرمرد: [شمرده شمرده] یک نخ سیگار... از اون دکه‌‌یی که می بینی [و با دستش اشاره میکند]

من: خیلی متاسفم، کار دارم...ببخشید...

"من" دوباره به راهش ادامه می‌دهد و کم کم از پیرمرد دور می‌شود.

پیرمرد: [صدایش را بلندتر می‌کند] من با این پام نمی تونم برم وگرنه خودم می‌رفتم...[بلندتر از قبل] تو که جوونی یه تک ِ پا برو اینو واسم بگیر...

"من" بدون اعتنا همچنان به راهش ادامه می‌دهد.

من: [زیر لب]هر کاری که بکنم، واسه کسی سیگار نمی‌خرم...

"من" در میان شلوغی گم می‌شود.و پیرمرد زیرلب چیزی می‌گوید.

و بازهم کپی‌رایت...

اگر روزی یک مصوبه‌ای در صدا و سیما تصویب شود مبنی بر اینکه "هیچ تبلیغ تلویزیونی حق ندارد از موسیقی‌های کپی‌برداری شده -یا به روایتی دزدی- استفاده کند و هر تبلیغ تلویزیونی باید آهنگساز مخصوص به خود را داشته باشد"... آن وقت دلم می خواهد ببینم چندتا از این تبلیغات موجود اجازه پخش می‌گیرند !

در ضمن یک مزیتی که این مصوبه خواهد داشت این است که شغلی به اسم "آهنگساز تبلیغات تلویزیونی" تعریف می‌شود و باعث می‌شود برای آهنگسازان‌مان یک منبع درآمد جدید هم بوجود بیاید.

پ.ن: به جز ایرانسل دیگه چه تبلیغ‌هایی موسیقی ارجینال دارن؟

"وقاحت نگاری"، " مشکل حاد"، "نسبت ناروا"... اینها یعنی چه؟

Saffaar Harandy (1)

عکس از فارس

گویا یکی از همین شب‌های گذشته، جناب صفارهرندی -وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی- در گفتگوی ویژه‌ی خبری شبکه‌ی دو سیما حاضر شده‌اند و سخنانی درباره کتاب و ممیزی و ناشران فرموده‌اند... گلچینی از سخنان را آماده کرده‌ام تا با هم مرورشان کنیم:

((با طيف مختلفي از پاسخگويي به ناشران مختلف روبرو هستيم ولي آنچه براي كار ما اهميت دارد جنس كتاب‌ها هستند))

- جنس کتاب ؟!!

((ناشري داريم كه طي ده سال هر كتابي براي بررسي آورده مشكلي نداشته و كلمه قبيحي لابلاي صفحات كتابش نياورده، طبيعي است كه اين ناشر براي ما مورد اطمينان است))

- می‌توان نتیجه گرفت که ناشران رساله‌های مراجع تقلید، به طور کل از حوزه‌ی اعتماد وزارت ارشاد خارج هستند. همچنین می‌شود گفت که در نظر وزیر ارشاد تنها کتابی دارای مشکل است که کلمه قبیح لابلای صفحاتش وجود داشته باشد. (نتیجه: رساله‌های مراجع تقلید مشکل دارند)

البته شاید تعریف "کلمه قبیح" در نظر وزیر ارشاد چیز دیگری است -که مطمئنا هم همینگونه است (!)- که در آنصورت می‌بایستی مطرح‌اش می‌کردند تا از سوءتفاهمات احتمالی جلوگیری شود.

((كتاب‌هايي هستند كه به لحاظ كارشناسي مي‌طلبد تا كارشناسان ما زمان بيشتري براي بررسي آ‌نها صرف كنند. براي مثال كتابي هست كه مي‌خواهد نسبت‌هاي ناروا به خدا و پيغمبر بدهد. ما نشسته‌ايم كه كسي به خدا و پيغمبر نسبت ناروا ندهد و اصلاً يكي از وظايف ما همين است))

- معیار تعیین و اصلا تعریف "نسبت ناروا" چیست؟! چه کسی می‌تواند تشخیص بدهد یک نسبت ناروا هست و یک نسبت ناروا نیست؟! و در وزارت ارشاد این‌ کار به عهده چه کسانی است؟

((اگر ناشري مي‌خواهد كتاب‌هايي را كه با عرض شرمندگي بايد گفت در آنها وقاحت‌نگاري شده، منتشر كند به مشكل برمي‌خورد و ناشر ديگري كه اين گونه عمل نمي‌كند دچار مشكلي نخواهد شد))

- رساله‌های مراجع تقلید؟!

(همه سوالهایی که در مورد "نسبت ناروا" مطرح شد، راجع به "وقاحت نگاری" هم صادق است)

((ده درصد كتاب‌ها مشكل‌هاي حاد دارند و اين رقم زيادي است))

- جدا هم کار سختی است. از بین بردن و یا حداقل تکه‌پاره کردن ده درصد کل کتاب‌های موجود واقعا کار طاقت فرسایی است.

منبع نقل قول‌ها: خبرگزاری فارس