What does "Ubuntu" mean?
Ubuntu is an African word meaning 'Humanity to others', or 'I am what I am because of who we all are'. The Ubuntu distribution brings the spirit of Ubuntu to the software world.
What does "Ubuntu" mean?
Ubuntu is an African word meaning 'Humanity to others', or 'I am what I am because of who we all are'. The Ubuntu distribution brings the spirit of Ubuntu to the software world.
مطمئنا تا به حال بارها اسم شرکت پرند و مخصوصا محصول معروفش «کینگ»، به گوشتان خورده است. محصولی که حاوی صدها نرمافزار مختلف و گوناگون است که به صورت کپی شده -یا بهتر بگم دزدی شده- در چهار DVD ناقابل عرضه میشود. محصولی که نمونه کامل و بارز نقض قانون کپیرایت -به صورت گسترده- در ایران است و میتوان گفت یکی از عواملی است که باعث شده به این زودیها قانون کپیرایت در ایران اجرا نشود.
چند روز پیش که داشتم عبارات درج شده روی جعبه DVD کینگ را میدیدم، با جملههای خیلی مسخره و شرم آوری مواجه شدم. گفتم اینجا هم بنویسم تا شما نیز مستفیز شوید:
1."حاوی 34 گیگابایت نرمافزار- معادل 50 عدد سیدی"
-به تازگی در ایران رسم جدیدی پایهگذاری شده، و آن هم این است که دزدها با افتخار راجع دستآوردهایشان و سرقتهایشان، جملاتی قصار میگویند.
2."کلیه حقوق این اثر متعلق به شرکت پرند میباشد و هرگونه کپی از این DVD پیگرد قانونی دارد"
-در کشورهایی همچون ایران، خیلی مهم نیست که چه کسی دزد است. مهم این است که یک وقت دزد به دزد نزند!
3."کلیه محصولات شرکت پرند را فقط با برچسب مخصوص سازمان انرژی اتمی ایران تهیه نمایید"
-و همچنین رسم شده که دزدها برای خودشان شرکت فنی مهندسی هم بزنند.
4."آدرس شرکت فنی مهندسی پرند: تهران-بزرگراه همت-تقاطع..."
-ضمنا بصورت کاملا رسمی آدرس محل کار و سایت اینترنتیشان را هم میدهند.
5.www.parandco.info,www.parandco.com
و مهمتر از همه، هنگامی که وارد سایت شرکت پرند میشویم به عبارت غرور آفرینی نیز برمیخوریم:
...و موضوع هنگامی وخیمتر میشود که بدانیم کشور مورد نظر -مثلا- اسلامی هم هست.
پ.ن: فکرش را بکنید که در خارج از کشور یک ایرانی را با DVD «کبنگ» دستگیر کنند.
گفت و گوی امیر قادری و محمد قوچانی با ابراهیم حاتمیکیا را در هفته نامه «شهروند امروز» حتما بخوانید و به این قسمت از گفت و گو به خوبی دقت کنید :
- ماجرای درخواست من از رهبری، ظاهرا برای خیلی ها ایجاد شبهه کرده. من منظورم از آن درخواست این بود، حالا که سلسله مراتب تعریف شده و هر کدام از آقایان برای خودشان درجهای دارند و به ما به عنوان ارباب رجوع نگاه میکنند، به ما هم درجه هم شان خودمان را بدهید که فکر نکنند ما سرباز ایشان هستیم و با ما این طور رفتار نکنند. باور کنید دلم می گیرد. آن همه حرفهای گفتنی و داستان شنیدنی در این گنیجینه سینمای جنگ هست که می شود گفت. اما چه کنم که نگهبان های تنگ نظری وجود دارند که نمی گذارند کارم را بکنم. این شهر خفه ام کرده. دیگر خسته شده ام از فیلم ساختن در این چهار دیواری های تنگ. می خواهم بزنم بیرون. نگاه من به افق های باز بود، به دشت، و حالا گرفتار شده ام. به هیچ عنوان هم دوست ندارم نگاه غمگسارانه بی معنی به گذشته ای داشته باشم. حرف روز دارم. اما چه کنم که نقل این داستان ها، توپ و تفنگ و تق و توق می خواهد، و این ها همه دست کسانی است که با امثال من مثل یک سرباز رفتار می کنند.
پ.ن: حاتمیکیا جواب سوال محمد قوچانی راجع به اصلاحطلب یا اصوگرا بودنش را خیلی خوب داد !همین چند روز پیش بود که جلوی تلویزیون نشسته بودم و داشتم به طور گذری نگاهی به برنامههای شبکههای مختلف میانداختم. در همان حین بود که ناگهان روی یک شبکه درنگ کردم: موسیقی متن فیلم «بابل» (اثر Gustavo Santaolalla) به عنوان موسیقی تیتراژ یکی از برنامه های صدا و سیما در حال پخش بود. تا اینجایش خیلی جای تعجب نداشت چونکه صدها بار در روز شاهد چنین کپیبرداریها و دزدیهایی در صدا و سیمای ایران هستیم؛ اما این دفعه، قضیه از آن زمان برایم قابل توجه شد که نام برنامه و موضوعاش را مشاهده کردم: نام برنامه بود «عصر ایمان» و خودش هم -مثلا- چیزی راجع به دین و مذهب و اسلام و از این حرفها بود !!
واقعا نمیدانم چطور به خودشان اجازه میدهند راجع به اسلام حرف بزنند و ادعای مسلمانی هم بکنند، درحالیکه به راحتی هم دزدی میکنند و هم حق یک انسان دیگر را میخورند.
از این نوع متناقضگوییها در صداوسیما به ازدیاد وجود داشته و هست -و خواهد بود ؟- اما به دلیل اینکه دیدم این یکی دارد اسلام را هم زیر سوال میبرد خونم کمی جوش آمد.
پ.ن: یک نمونه دیگر از این متناقضگوییها و متناقضنماییها در صداوسیما، برنامه صبحگاهی «مردم ایران سلام» بود که مجریان و دست اندرکارانش خیلی ادعای ایرانی بودن و میهنپرستیشان میشد اما موسیقی تیتراژ برنامهشان، موسیقی متن فیلم هالیوودی «دزدان دریایی کاراییب» (اثر هانس زیمر) بود!!
نصاب دیش: شما نمیخواین ماهواره براتون نصب کنم ؟
زن: [با خنده] نه آقا ما دو تا بچه کوچیک تو خونه داریم، فعلا زوده...
نصاب دیش: خْب براتون کانالای ناجورش رو حذف میکنم .
زن: اگه اونجوری باشه که میریم تلویزیون خودمون رو نیگاه میکنیم !
{از فیلم «دایره زنگی»}