من: نمیدانم قضیه چیست که هر وقت حس خیلی خوبی برای نوشتن دارم و با شوق و ذوق بسیار زیادی شروع به نوشتن میکنم، نتیجهاش چیز مزخرفی میشود که نه سر دارد و نه ته؛ و هر وقت هم که بی هیچگونه احساس شعفناک و هیجانانگیزی مینویسم، نتیجهاش چیز آبرومندانه و شُستهرُفتهای میشود. مثل اینکه داشتن "هدف" در نوشتن خیلی خیلی مهمتر از احساس و شور و شوق است...
اون: بله دیگه... بالاخره باید یه دلیلی هم برای نوشتن چنین مزخرفاتی داشته باشی !

0 نظر:
ارسال يک نظر